عاشقی یعنی...



ای دل بی‌معرفت گفتم ک عاشق نشوی

ای دل بی‌معرفت گفتم ک سویش نروی
ای دل مجنون، عشق بودت چ سود؟
زین همه اشک‌ها تو را چیزی بود؟
ای دل نامرد من ای بی‌وفا
ای ک تو بر این من کردی جفا
خوب دیدی ک در عشق کردی خطا؟
زین خطای تو بیافتادم من در این بلا
پند بیاموز ای دل نادان من
معرفت دیگر نیست در این وطن
گر تو بر او جان دهی این نشود
زین سبب او هم بر تو جان دهد
بشنو این را ای دل گریان و زار
عاشقی یعنی شکست و انتظار...

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.