شام غریبان ...


سال 61 ه.ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از این ک امام حسین (علیه‌السلام) را ب شهادت رساند ب دستور فرماندهان خود دست ب غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند.

آن نامردان ب سوی خیمه‌های حرم امام حسین (علیه‌السلام) روی آوردند و اثاث و لباس ها و شتران را ب یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لعنت شدگان الهی جامه را از او می‌ربودند.
اسارت اهل بیت امام حسین(ع)
شب یازدهم محرم را اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند، چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و  داشته‌اند.
اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس ب یغما رفته ب اسیری گرفتند. و آن بزرگواران را از کنار پیکر امام حسین (علیه‌السلام) گذراندند، وقتی نگاه اهل‌بیت ب کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر سر صورت خود زدند.
در عصر عاشورا عمر سعد سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد ب کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده، ک هفتاد دو سر بود و ب همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث ب کوفه فرستاد.
سپس کشته‌های خودشان را جمع کرده و دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا این ک توسط قبیله بنی‌اسد و ب راهنمایی امام سجاد (علیه‌السلام) دفن شدند.
عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور حرکت از کربلا ب سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین (علیه‌السلام) را بر شتران بی‌جهاز سوار کرده و این امانت‌های نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و غم و غصه کوچ می‌دهند.
در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد ک اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را ک زینب دختر فاطمه (سلام‌الله علیها) را از کنار کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند ک از سوز دل می‌نالید و امام سجاد (ع) می‌فرماید: من ب شهدا نگریستم ک روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و ب اندازه‌ای بر من سخت گذشت ک نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد ک بی‌تابی نکنم.
بعد از این ک روز یازدهم محرم اسرا را از کربلا ب سوی کوفه حرکت دادند ب خاطر نزدیکی این دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر کوفه نمودند..
در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد علیه امام حسین(ع) و خارجی معرفی کردن آن حضرت، مردم کوفه از این پیروزی خوش حال می‌شوند و جهت دیدن اسرا ب کوچه‌ها و محله‌ها روانه می‌شوند و با دیدن اسرا شادی می کردند، ولی با خطابه‌هایی ک امام سجاد (علیه‌السلام) و حضرت زینب (سلام‌الله علیها) و سایرین از اسرا ایراد می‌کنند و خودشان را ب کوفیان و مردم می‌شناسانند و ب حق بودن قیام امام حسین (علیه‌السلام) اذعان می‌کنند شادی کوفیان را ب عزا تبدیل می‌کنند.
در طول مدتی ک در کوفه و در میان مردم ب عنوان اسیر جنگی حرکت می‌کردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در کجاوه‌ها جا داده شده بودند و آنان ک خیال می‌کردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده‌اند، جسارت و اهانت می‌کردند، عده‌ای هم از نسب اسرا سؤال می‌کردند با این وضع وارد دارالاماره می‌شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد ک حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین(ع) است، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی ب سر مبارک می‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد می‌کرد و کشته شدن امام حسین (علیه‌السلام) را خواست خدا قلمداد می‌‌نمود.
ولی با جواب‌هایی ک از جانب حضرت زینب و امام سجاد (علیهما‌السلام) می‌شنید بیش تر رسوا می‌شد.
بعد از تو غم ب سینه ی لیلا پناه برد
مجنون دل شکسته ب صحرا پناه برد
برخیزای پناه حرم، گوشواره ای
با دلهره ب زینب کبری پناه برد
نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.