ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
31 |
با نزدیک شدن عید و گذر از خیابان ها و کوچه های شهر گاهی مواردی را می بینی ک دل هر بیننده ای را سخت آزار می دهد!...
این گونه مواقع هیچ چیز تسکین دهنده ی دل پریشان و بی قرارت نیست!...
فقط دوست داری ب دشت و بیابان سر بگذاری و فقط ناله کنی از جماعتی ک سرهایشان رو ب مثابه ی کبک ب زیر برف برده ان!...
خدا بهممون صبر و آرامش عنایت کنه .آمین
سلاام عزیزم...

انشاا...
ممنون از حضور سبزتون نازنین...
دقیقا دیدن ادمای کارتون خواب و فقیر تو این سرمای زمستون همچی رو به ادم زهر میکنه
امروز یکیشون رو دیدم که روی یک مبل شکسته و خورد شده نشسته بود. یه جوریی که انگار تو خونش و تو گرمای اتاقش نشسته !!!
ما که دلمون داره میترکه
اونا که اخر معرفت و مهربونی بودن چطور تحمل میکردن
سلاام عزیزم...


درسته، این روزا برای من بدترین موقعی ساله...
همیشه از اومدن اسفند و اوایل بهار وحشت دارم...چون حال دلم ناجور خراب می شه...
اصلاا دوست ندارم این روزا حتی برای خرید واجب برم بازار...
دیدن شرمندگی پدر و مادرا عذابم می ده...
خدایا! فقظ صبر و شکیبایی عطا کن... آمین...
فدات عزیزم و ممنون از حضور همیشه سبزت...
کاش نمی دیدم شرمندگی مادری را که توانایی خرید کفش برای دختر کوچکش را نداشت...
کاش نمی شنیدم گریه کودکی را که برای خریدن لباس می کرد و صدای مادرش را که می گفت بعدا...آری بعدا...
سلاام قاصدک عزیز...

کاش می شد این صحنه ها رو ندید...
و
ای کاش هیچ پدر و مادری شرمنده ی بچه ها شون نشن...آمین...