جایم خوشست در جایی که هستی!...



دستت را با دستم می‌فشارم!

در اتاقی چند متری آوای سمفونی خانه جو را دلپذیرتر می‌سازد
عرق کرده‌ام! نور وجود تو بیش از حد گرمم ساخته.
چشمانم بوی اشک می‌دهند و مزه عشق! چه معجونی می‌شوند با خیسی چهره گلگونم!
اتاق پر شده از بوی خوش اسپری چیفون!
تاریکی محض محیط دلم را روشن می‌سازد.
با نور چشمانت حرف‌های دلت را می‌خوانم، گنگ‌اند و مجهول در قوانین کتاب عشق!
و من زل زده‌ام به نگاه غریبت و تو دور می‌شوی و دور می‌شوی از من...

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.