وقتی سوژه ها ب دنبالت هستن!...


توجه کردین برخی سوژه ها عینهو عقرب گریبان گیرت می شوند!...هر چه سعی می کنی بی توجه ب آن ها باشی باز ول کنت نیستند!...از آن‌جایی ک سیستم من هم درست مثل خانم پوران درخشنده است " من ک دنبال سوژه نمی‌روم! سوژه من را پیدا می کند بعد من می‌روم دنبالش" لذا گاهی ک در خیابان ها و اماکن عمومی تردد می کنم سو‍ژه ها دو دستی ب من می چسبند و ول کنم نیستند!...

توجه کرده اید گاهی در گوشه و کنار خیابان، ایستگاه قطار شهری، استخر و مکان‌های عمومی تابلوهایی نصب شده و یک سری تذکرات روی آن‌ها نوشته ؟
وقتی ب این تابلوها و عکس العمل‌های مردم دقت کردم متوجه شدم ک اکثر هم‌وطنان عزیز در عمل کردن ب این تذکرات و هشدارها ب شیوه ی کاملاً معکوس عمل می‌کنند!
مثلا در ایستگاه راه آهن یا قطار شهری خطوط قرمز رنگی ب عنوان خطوط خطر کشیده شده ک بنا ب هشدارهای روی در و دیوار و فرمان های نگهبانان ومحافظین این اماکن نباید از آن‌ها گذر کرد! اما مردم دقیقاً از خط عبور می‌کنند و بعد از خط می‌ایستند! و گاهی ازدحام ب قدری است ک تصور می کنی هر آن ممکن است یکی از عزیزان شهروند بر روی ریل ها سقوط کند!...
یا در جایی دیگر نوشته شده در این مکان آشغال نریزید کاملاً مشاهده می کنیم ک پر از آشغال و زباله است!...و یا کنار پلی تابلو نصب است ک روی پل پارک نکنی ولی امان از چشم بینا!...
یا در قسمت هایی خارج از شهر در کنار تابلوهای فشار قوی برق و یا...، حفاظ‌هایی کشیده شده و روی تابلوها نوشته شده: لطفا به فنس‌ها نزدیک نشوید! خطر برق گرفتگی، خطر سقوط و ...جالب این ک مردم روی فنس‌ها دراز می‌کشند و عکس یادگاری می‌گیرند!
یا مثلا کنار دریا افرادی هستند ک تذکر می‌دهند، مردم از حد خاصی جلوتر نروند! اما مردم انگار نه انگار ک تذکر و خطری در کار است همین‌طور جلوتر می‌روند!
 واقعا چرا ما مردم (البته همه نه! اکثریت) ب قوانینی ک ب نفع خودمان و برای امنیت جان ماست این‌طوری عمل می‌کنیم؟!
من فکر می‌کنم با توجه ب این شیوه‌های برخورد مردم، اگر روی تابلوها تذکرات لازم را ب این شکل بنویسند بیش تر نتیجه بدهد:
لطفا از خطوط قرمز عبور کنید! لطفا تا می‌توانید این‌جا آشغال بریزید! لطفا ب فنس‌ها بچسبید! لطفا کامل وارد دریا شوید! و...

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.