خداوندا!
تو تنها کسی هستی ک بدون دغدغه می توانم ب تو اعتماد کنم!...تو تنها کسی هستی ک می توانم با زبان ساده و عامیانه خطابت کنم و با تو حرف بزنم و بهتر است بگویم بیش تر اوقات غر بزنم!...
مهربانا!
من می توانم با تو از همه چیز سخن گویم بدون این ک ترس از گرفتن وقتت داشته باشم و یا این ک نگران خستگیت باشم!...
عزیزا!
در این برهوت دنیوی تنها تو هستی ک از همه با من مهربان تری و مرا بیش از خودم دوست داری!...
رحیما!
تو رحیم و مهربانی، با این ک من بارها دچار لغزش، گناه و اشتباه شده ام دست گیرم بوده ای و با تلنگری مرا از منجلاب پیش رویم نجات داده ای!...
از تو میخواهم، مثه همیشه، دستم را بگیری و اگر مرتکب خطا و اشتباهی شوم چشمانم را ب روی روشنی باز کنی تا سره را از ناسره تشخیص دهم و بتوانم مسیر درست زندگی کردن را بیاموزم...
کریما!
می دانم خودخواهانه است ولی از تو می خواهم، نگذاری در دلم آشوب بیفتد. از تو میخواهم کمی از نور بینهایت خود ب من بدهی و مسیر زندگیام را روشن کنی. خودت خوب میدانی ک من از تاریکی واهمه دارم و میترسم....