در زندگی خود اگر دقیق شویم، دوستان، همکاران، اعضاء فامیل و ... را می توانیم ب دو دسته ی کلی تقسیم کنیم...
کسانی ک با دیدن و در کنارشان بودن ب ما آرامش می دهند و افرادی ک همیشه ی خدا مخالف نظر و عقیده ی ما هستن!...
البته صفت همیشه درست نیست ولی منظور اینست ک بیش از 75 درصد مواقع مخالفت خود را با نظر و رأی ما اعلاام می کنن...
هر چند ک ممکن است گاهی مخالفت شان ن ب خاطر این ک در آن موضوع علم و تجربه ی لازم را دارن بلکه ب خاطر اینست ک کلاا عادت شده و برایشان ملکه ی ذهن گشته تا همیشه ساز مخالف جمع را داشته باشن...
در هر صورت این دو گروه در کنار ما اگر باشن ب نوعی زندگی را شیرین و شیرین تر می کنن و چ بسا در خیلی از موارد باعث پیشرفت ما در خیلی از مسائل زندگی، کاری و روزمره می شوند...
با نگاه ب نظر افلاطون نیز می توان پی برد ک فلاسفه ی قدیم نیز ب این امر وافق بوده اند...
افلاطون می گوید:
اﻓﺮﺍﺩﯼ ک ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ب ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ می دﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ک ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ی ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ب ﻣﺎ ﺩﺍنش!!
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ب ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ب ﺩﺍﻧﺶ…
حالا یک سوال:
ب نظر شما برای کسب علوم مختلف نیازی ب عبور از سد کنکور و کسب مدرک دانشگاهی هست یا ن و یا شما هم با ابن سینا هم عقیده هستین ک تجربه بالاتر از علم است!...
منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم...
پیش پیش از همگی شما عزیزان سپاس گزاری می گردد...