-
وصف الحال کودکان کار!...
یکشنبه 13 بهمن 1392 11:57
سریال آوای باران جدا از متن ضعیف و آب بندی شده، حکایت از واقعیتی تلخ ب همراه داشت!...تلنگری بود بر ذهن و چشمان خواب گرفته ی همه ی ما!...این سریال حکایت از واقعیتی داشت ک هر روزه همگی در گوشه و کنار شهر شاهد آن هستیم ولی بی توجه از کنار تک تک شان گذر می کنیم و شاید در دل نیز حرفی و یا غر زدنی نیز داریم!.... دستهایی ک...
-
نقاب های ب ظاهر زیبا!...
چهارشنبه 9 بهمن 1392 17:08
خیلی قبل تر از این ها دنیای مجازی جایی بود برای فرار از بی اخلاقی های دنیای حقیقی!...نوشته های خیلی قبل تر را ک می نگری متوجه ی شکوه و گلایه ی افرادی می شویم ک از دنیای حقیقی شکایت ها دارن بس سوزان و دردناک!...و با ب اشتراک گذاشتن این شکایات مطمئنا نیت شان این بوده ک امثال من و شما ب خود آئیم!...اما افسوس ک ورق طور...
-
راز و نیاز با کردگار!...
شنبه 5 بهمن 1392 11:15
مهربانا! تو همانی ک هر گاه بندگانت ترا بخوانند اجابت شان می کنی و هر گاه چیزی را از نزد تو آرزو کنند ب آروزهایشان میرسانی و بندهها را مقرب و نزدیک میکنی! غفورا! هر گاه بنده ات تظاهر ب گناه و معصیت کند تو پرده پوش گناهش هستی تا پیش دیگر بندگانت خجول و شرمسار نگردد و هر گاه ب تو توکل کند برای او همان تو کافیست!......
-
حکایت برخی از آدم ها!...
چهارشنبه 2 بهمن 1392 11:04
اگه در طول یک سال زندگی روزمره ی مان دقیق شده باشیم سایه ی یه سری از آدم ها رو احساس می کنیم ک هستند ولی انگار ک اصلا قرار نیست از آن ها خیر و شری ب تو برسد!...منظور این است ک شر نیستند ولی خیر هم نیستند!... کاملا عجیب است! هر کار بکنی باز هم نمی شود، نمی شود ک یک بار هم با آن ها ب تو خوش بگذرد!... اگه در طول مدتی ک...
-
در آغوش نور...
دوشنبه 30 دی 1392 11:53
درآغوش نور یا غرق در نور کتابی است نوشته بتی جی ایدی منتشرشده به سال ۱۹۹۲ میلادی. در این کتاب بتی جی ایدی در یک حالت تجربه نزدیک به مرگ قرار می گیرد و سپس دوباره زنده می شود. و تمام تجربیات، دیدهها و شنیدههای خود را از آن چه دیده است، حکایت می کند. نویسنده ی کتاب در طی عمل جراحی از دنیا میرود و دوباره زنده میگردد...
-
لیلای من!...
سهشنبه 24 دی 1392 11:40
یکی از دوستان عزیز می گفت مازیار فلاحی آهنگی خونده ب نام لیلا...تعریف می کرد ک مازیار در ضمن خوندن آهنگ گریه می کرده!... دیگر دوستم در جواب دوست اولم گفت: مازیار فلاحی طوری ترانه هاش رو با احساس می خونه ک کمتر کسی این طرز خوندن رو می پسنده! حس کنجکاوی چند روزی مثل خوره افتاده بود ب جانم!...در پی شنیدن آهنگ جدید مازیار...
-
بازگشت ب سوی او!...
شنبه 21 دی 1392 09:53
پروردگارا! بار حجیم گناهانم لباس خواری بر تنم کرده و دوری از تو جامه ی درماندگی را بر تنم پوشانده!... مهربانا! بزرگی گناهانم موجب شده دلم سیاه و کدر شود و در زیر فشار این همه خطا بمیرد!...پس کمکم کن تا با آب دریای زلال توبه دلم زنده شود و ب سوی تو باز آید!...هر چند می دانم اختیار اعمالم دست خودم است ولی تو همانند...
-
اندر احوالات نعمت خانم!...
سهشنبه 17 دی 1392 11:09
وبلاگ یکی از دوستان عزیز (آوا جوون) مطلبی بود در خصوص ترانه خوانی پدران برای دختران با این مضمون: "یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره از خوشگلی تا نداره به کس کسونش نمیدم به همه کسونش نمیدم " این موضوع باعث شد ک جرقه ای در ذهن ایجاد بشه ک جا داره از ایشون تشکر کنم ک باعث تلنگری ب ذهن خاموش من...
-
تو پناهم باش!...
دوشنبه 16 دی 1392 09:00
مهربانا! آیا چنین است ک پس از ایمان آوردن تو عذابم می کنی!؟ یا پس از عشق ب تو از خود دورم میسازی!؟ یا با امید ب رحمتت، محرومم میکنی!؟ یا وقتی به پناهت آمدهام رهایم میکنی!؟ پروردگارا! مطمئنم ک هرگز این گونه نیست! از ذات بزرگوار تو دور است که محرومم کنی! ای کاش میدانستم ک آیا مادرم مرا برای بدبختی و رنجها ب دنیا...
-
ب بهانه ی پایان ماه صفر!...
چهارشنبه 11 دی 1392 10:50
پایان ماه صفر نزدیک است و دل بد جور ب آشوب افتاده است!...جدا از همه ی تزها و تئوری های روشنفکرانه، سوای همه عقدههایی ک این روزها سیراب میشود، سوای نوحه ها و مجالس روضه و مداحی ها ک گاهی ب بیراهه نیز می روند!...سوای صدای طبل و سنج و زنجیره ها و سوای ....حسین مظلومانه دفن می شود چه در صحرای کربلا و چه در اعماق افکار...
-
شهید گمنام!...
یکشنبه 8 دی 1392 12:57
در قبرستان شهرمان شهیدی گمنام دفن هست ک گاهی برای رفع دلتنگی ها ب سراغش می روم و ب جای سنگ قبر پدر ک فرسنگ ها با من فاصله دارد؛ با او یه دنیا حرف می زنم!...یک سنگ سرد و سیاه! ک شاید اندازه اش بیش از دو متر در 50 تا 70 سانت نباشد... گاهی ک دلم عجیب ابری است و هوای گریه دارد، سرم را می گذارم رویش و شانه هایم می...
-
تولد پیامبر مهر و عطوفت!...
پنجشنبه 5 دی 1392 14:11
سلام بر تو ک پیام محبت ورزیدن ب دیگران را برای بشریت ب ارمغان آوردی و باران رحمت را بر خاک تیره و جان های خسته نازل کردی!... سلام بر تو ک زلال بارانی و دریای از عطوفت و محبت!... تو آمدی و با تولد خود، نوید حیات طیبه ی را در پرتو مهر الهی در کالبد بی جان بشریت دمیدی!... آره، مسیح آمد و با آمدنش، کوله باری از نور و...
-
حواسم باشد!....
چهارشنبه 4 دی 1392 15:06
خسته ک باشی؛ تنها ک باشی، دلت پناه میخواهد! سرد ک باشد؛ تاریک ک باشد، دلت پناهگاه میخواهد!... انگار ک ب مقصد نرسیدهام. یکهام!... شب است و تاریکی. شب است و تنهایی. شب است و نا امنی. هوا هوای ناجوانمردی است!... سرد است. در لایه لایههای اتمسفر زمین آن چه تن و جانت را مینوازد سردی است. جسم نا آرامت انگار ب روح...
-
ب بهانه ی شب یلدا!...
شنبه 30 آذر 1392 12:24
یلدا در تاریخ ایران زمین از جایگاه ویژه ای برخوردار است ایرانیان این شب را در کنار هم ب سر می بردند و از فال حافظ گرفته تا خوردن شرینی، آجیل، هندوانه و انار و...تا پاسی از شب در کنار هم هستند... ولی سوالی ک گاهی در این شب ذهن مرا درگیر خودش می کند اینست ک قانع بودن حد و مرزی دارد یا ن؟...درجه قانع بودن ما انسان ها چ...
-
انسان و رایانه!...
دوشنبه 25 آذر 1392 08:35
انسان ها شباهت عجیبی ب سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری پیدا کرده اند!... سیستم سخت افزاری همان انسان است و منظور از سیستم نرم افزاری نیز طرز پوشش، نوع نگاه کردن، طرز صحبت کردن و... همان طوری ک سیستم های سخت افزاری تغییر و ارتقا پیدا می کنند انسانها نیز ب دنبال تغییراتی در سیستم سخت افزاری خودشان هستن!...البته ن همه،...
-
ب بهانه ی فصلی جدید در زندگی!...
سهشنبه 19 آذر 1392 08:17
این روزها فصل جدیدی در زندگی من در حال شکل گرفتن است!...فصلی ک سخت دل نگرانم کرده است!...البته هیچ گاه از شروع جدیدی نترسیده ام ولی گویا این شروع هنوز نیامده تمامی وجودم را ب لرزه انداخته است!... خدایا! تو بگو ک چ کنم؟!...همه می گویند فصل جدید زندگی شیرین است و لذت بخش...مقداری ترس طبیعی است ولی باید با شجاعت قدم در...
-
ب بهانه ی جام جهانی فوتبال 2014برزیل!...
یکشنبه 17 آذر 1392 13:04
قبل از قرعه کشی و مشخص شدن تیم های هر گروه در جام جهانی، فیفا دسته بندی ۳۲ تیم حاضر در گلدان های قرعه کشی را مشخص کرد. در گلدان نخست تیم های برتر رده بندی فیفا قرار گرفته اند ک شامل برزیل میزبان رقابتها در کنار کلمبیا، آرژانتین، اروگوئه، آلمان، اسپانیا، بلژیک و سوئیس بود. در گلدان های دیگر قانون جغرافیایی ک طی آن تیم...
-
دمی با امام سجاد(ع)!...
شنبه 16 آذر 1392 10:53
ب نام خدایی ک رحمتهایش بسیار است و مهربانیهایش همیشگی.خدایم اینقدر نعمتهایت پیاپی آمدند و رفتند ک من از یادم رفت شکر کنم. نعمتهایت اینقدر فراوان بود ک من را برای ستایشت درمانده کرد و احسانهایت مرا از یاد تو بازداشت. خدایا! من اعتراف میکنم از کوتاهیهایم در برابر نعمتهای تو و گواهی میدهم ک در بندگی تو سست...
-
ب بهانه ی فصل سرما!...
چهارشنبه 13 آذر 1392 09:13
گاهی اتفاق می افتد ک انسان ب دلایل مختلف مثل ترس از نرسیدن ب سرویس، دیر رسیدن ب محل کار و ...خیلی عجله دارد و این عجله گاهی اوقات باعث رخ دادن اتفاقی میشود ک حسابی حالت رومی گیرد... یادمه دانشگاه ک می رفتم برای رسیدن ب سرویس دانشگاه با عجله مجبور ب پوشیدن چکمهام شدم و سر ب هوا و بیدقت –درست مثل همیشه- زیپش را بالا...
-
غریب واقعی!...
دوشنبه 11 آذر 1392 16:39
از بچگی بر اساس آموخته های دینی خوانده یا شنیده ایم ک از رگ گردن هم ب ما نزدیک تراست، از روح خود در ما دمیده، با رگ و پی ما آمیخته، اصلا یک جورهایی درست خود ماست!... خودی ک اکثر ما گمش کرده ایم، کاش چراغی در دست داشتیم و از روی نادانی ب دنبال او میگشتیم، حیف ک همین کار را هم یاد نگرفته ایم و یا شاید غرور کاذب مان...
-
ب بهانه ی شهادت امام سجاد(ع)!...
جمعه 8 آذر 1392 14:51
گاهی انسان فکر می کند انجام برخی واجبات و مستحبات دینی برای صعود آدمی ب عرش کفایت می کند و چنان این اعمال را انجام می دهند ک هر کسی آنها را کامل نشناسد فکر می کند عجب انسان متدین و با تقوایی!... درست است انسان برای خودش نیز قابل شناخت نیست چ برسد ب افرادی ک فقط چند سری با او برخورد دارد!...و حتی گاهی سالیان سال انسان...
-
پاییز و فصل هم دلی!...
یکشنبه 3 آذر 1392 11:55
زمانی ک اسم فصل پاییز را می شنوم بلافاصله یاد ما شدن می افتم!...یاد همدلی و هم کاری!...پاییز در برخی از شهرهای کشورمان فصل زندگیست!...فصل عاشقی و همراهی با هم دیگر!...البته ن از آن مدل عاشقی هایی ک در نظر دارین!...منظور عشق از نوع هم کاری و کمک ب هم نوع است!... با ورود ب آبان ماه این عشق و هم دوستی شدید تر می شود!......
-
رابطه ی بین بعضی ها و تخم هویج!...
یکشنبه 3 آذر 1392 10:01
حتماً همه ی شما گه گاهی برنامه آشپزی بهونه رو خواسته یا ناخواسته نگاه می کنین!...درست حدس زدین برنامه ای ک روح و جانش با مجری و آشپزی ب اسم سامان گلریز عجین شده!...اگر چه می دانم اکثر شما ب قول بچه های امروزی؛ "های کلاس" شدین و برنامه ی " بفرمائید شام " را نگاه می کنین!... بگذریم!...همه ی ما یادمان...
-
مناقصه!...
جمعه 1 آذر 1392 19:33
گاهی اوقات ب قدری افکار جور وا جور وارد ذهنم می شود ک پیش خودم می گم طرح زوج و فرد برای افکار ذهن هم ب نظر بد نیست!...ولی افسوس ک این کار امکان پذیر نیست!...ن پلیسی وجود دارد ک اجازه ورود ب محدوده طرح را ندهد و ن من توانایی دارم جلوی هجوم این همه افکار را بگیرم!... ب نظر سریع السیر و بدون فوریت از پیش تعیین شده؛ باید...
-
دیگر حافظ نمی خوانم!...
پنجشنبه 30 آبان 1392 13:34
هر روز صبح پسرک فال فروشی را می بینم ک غریبانه تکیه ب دیوار و بر روی ساده ترین فرش – تکه کارتون مقوایی- نشسته است!... ملتمسانه نگاه رهگذارن می کند تا شاید از او فالی بخرن!... کودک فال فروش! از من دل گیر مباش اگر هر روز همانند دیگر رهگذران بی تفاوت از کنارت گذر می کنم!... دلگیر مشو اگر ک فالی نمی خرم!...دلگیر مباش...
-
یاد گذشته ها ب خیر!...
سهشنبه 28 آبان 1392 16:29
امروز قصد نوشتن ب شیوه ی سنتی داشتم تصمیم گرفتم قبل از آماده شدن برای چیدن گل های زعفران تمام حرفهای ک در دلم تلمبار شده رو بنویسم کاری ک چندین سال قبل انجام می دادم!... برگه ی سفید و قلمی از کتابخانه بر می دارم. قلمم را چند بار روی کاغذ حرکت میدهم. یاد این میافتم چند روز است ک تمام مسیر خانه تا زمین های زعفران، از...
-
کوچه باغ های پاییزی!...
دوشنبه 27 آبان 1392 10:07
باز هم باد می آید، بوی برگهای زرد و نارنجی ک صدای خش خش شان موسیقی دل انگیزی برات می نوازند!... ب هر حال ک باشی، چه خندان، چه گریان، اگر از کوچه باغ های پاییزی گذر کنی صفایی نو در دلت خانه می کند... این کوچه ها چه دارند جز محبتی بی پایان بر عابرانی ک حتی شاید نام آن کوچه را هم ندانند!... روح زندگی در این کوچه ها جریان...
-
آدم پیدا کنید!...
یکشنبه 26 آبان 1392 20:45
امان از دست موجوداتی ب نام آدمها!... گاهی یک رنگاند، گاهی هزار رنگ!... گاهی مهربان، گاهی خشمگین!... دنیایی ک آدمها ساختهاند، دنیایی است سخت آشفته. حتی خودشان هم کم میآورند. آدمها موجودات عجیبیاند. گاهی ب راحتی از قلب و احساس کسی میگذرند و گاهی قلب و احساس خودشان زیر پا جا میماند!... ادعا زیاد دارند. ادعای...
-
وقتی سوژه ها ب دنبالت هستن!...
شنبه 25 آبان 1392 08:12
توجه کردین برخی سوژه ها عینهو عقرب گریبان گیرت می شوند!...هر چه سعی می کنی بی توجه ب آن ها باشی باز ول کنت نیستند!...از آنجایی ک سیستم من هم درست مثل خانم پوران درخشنده است " من ک دنبال سوژه نمیروم! سوژه من را پیدا می کند بعد من میروم دنبالش" لذا گاهی ک در خیابان ها و اماکن عمومی تردد می کنم سوژه ها دو...
-
شام غریبان ...
پنجشنبه 23 آبان 1392 23:29
سال 61 ه.ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از این ک امام حسین (علیهالسلام) را ب شهادت رساند ب دستور فرماندهان خود دست ب غارت و آتش زدن خیمهها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند. آن نامردان ب سوی خیمههای حرم امام حسین (علیهالسلام) روی آوردند و اثاث و لباس ها و شتران را ب یغما بردند و گاه بانویی از آن اهلبیت پاک با آن...